|
...::ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد...دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد::... |
||
|
خود کرده را تدبیر نیست......... خودم میدونم.......... به قران خودم میدونم.... اما خدا جون اگه بنده گناهکارت به درگاهت توبه کنه... دستای خسته و تنهاشو به طرفت دراز کنه و ازت بخواد که کمکش کنی بازم ردش می کنی؟؟ مگه نگفتی حتی اگه بنده هات بدترین گناه هارم بکنن می بخشیشون؟؟؟ مگه نگفتی بزرگترین جرم هارم بکنن اگه توبه کنن می بخشیشون؟؟؟؟ مگه نگفتی حتی اگه کسی ذنا کنه و اونوقت سرشو بذاره رو خاک و توبه کنه می بخشیش؟ من که هیچ کدوم اینارو نکردم؟ پس چرا نمی بخشی منو؟ مگه توبه نکردم؟مگه استغفار نکردم؟ قسمت دادم به محمدت،به بزرگیت گفتم خدایا بهش بگو که اشتباه می کنه... قسمت دادم خدایا بهش بگو من مستحق این نیستم... من بچه تر از اونیم که بخوام تاوان به این بزرگی رو بدم... خدایا یعنی همه تاوان بچگیاشونو به این زودی میدن؟ یعنی خدا جون من انقدر بدم که ارزش بخشیدن رو ندارم؟؟ پس خدایا اونایی که گناهان کبیره می کنن چی؟ خدا................................... انقدر خستم...انقدر اعصابم متشنج هست...که نمی تونم فکر کنم... موندم تو کار دنیا.... قرار تاوان پس بدم..تاوان کاری رو که نکردم... قراره مجازات شم اونم به دست بنده خدا....اونم به قیمت نابودی زندگیم........... این عدالته؟ این انصافه؟ ........................... پس خدای من کجاست؟؟؟؟ ... پ.ن:تو که انقدر دم از خدا می زنی...به نظرت با این کار آروم میشی؟؟وجدان درد نمیگیری؟؟ تو که انقدر خداتو دوست داری مطمئنی که خدا هم با این کارت موافقه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
تاريخ پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:9 نويسنده LoOoNy
|
.................. هیچچی به ذهن خستم نمیرسه که ازش حرف بزنم... خستم........... می خوام نباشم...... فقط همین........... ........................ پ.ن:یه روز گفتی یه روز حقایق زیادی برات آشکار میشه..روزی که خیلی دیره.. اما من می خوام بدونم اگرچه دیر باشه... پ.ن:تنهام بذار.......................... پ.ن:بجایی رسیدم که هر لحظه مرگمو می خوام. .می فهمی؟؟ .منم آدمم. .نکنه اینو یادت رفته؟ پ.ن:تو که قراره یه روز هستمیو بر باد بدی.... هر چه زود تر بهتر.. .شاید منم زودتر از دست این زندگی خلاص شم.. پ.ن:این روزا کارم شده گریه... هر لحظه..با هر حرفی گریه میکنم.... نی نی شدم... پ.ن:دیگه حتی خدا هم دوسم نداره.. پس چرا کمکم نمی کنی؟؟؟ پ.ن:...................................................................................
+
تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:37 نويسنده LoOoNy
|
|
|
|