تبليغاتX
○•◘...::دستنوشته های احمقانه::....◘•○ - رنج،درد،مرگ،نفهم براي يه بارم كه شده بفهم!

...::ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد...دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد::...

تورو خدا اينقدر به من خرده نگيريد....

بخدا من انقدر مغرور و

انقدر بي كس هستم كه

تا امروز

يك كلام از حرفاي دلمو ،

يك كلمه از حرفايي رو كه اين همه آزارم ميده رو

به كسي نگفتم.......

فقط گاهي ميام و مثلا خودم تخليه مي كنم........

تورو خدا اينقدر حرفاي عاقلانه نزنيد

اينقدر نصيحتم نكنيد كه من از نصيحت بيزارم........

بابا جان مرض ندارم كه بخودم همين جوري بد و بيراه بگم.......

درد دارم....

مي فهمي؟

! د ر د !

معلومه كه نمي فهمي ....

چون درد نكشيدي كه بفهمي.......

چون انقدر خوشبختي كه معني بدبختي رو نفهمي.........

..........................

چون سرت انقدر به مسائل و اطرافيانت گرمه كه نفهمي......

چون انقدر دوست و معشوقه و دلسوز داري كه نفهمي....

چون معني بي كسي رو نميدوني.......

چون نميدوني وقتي حرفات تلنبار ميشه رو دلت بايد باهاشون چيكار كني

چون اصلا حرفي نداري كه رو دلت بمونه............

اگرم بمونه

لابد شونه هايي رو داري كه بهشون تكيه كني و از غم ،

از درد،

از بي كسي

براش زار بزني...........

چون مثل من از اينكه به حرفات نخندن همه حرفاتو نميريزي تو دلت...

از ترس خنده....

از ترس مسخره كردن........

بدبخت!

بفهم چي ميگم..............

سرم داره مي تركه............

اعصابم خط خطيه.......

مي خوام سرم رو بكوبم به ديوار........

شايد آروم بشه

دلم ميخواد يه جايي باشه دور از همه.........

برم داد بزنم.....فرياد بزنم............

بگم دردمو............

اما............

واي.ي.ي.ي.ي.ي.ي.

............

.........

......

....

..

.

پ.ن:هر كي اعصابش نمي كشه دستنوشته هاي احمقانه مو بخونه

من التماسش نمي كنم كه بخونه........

وبلاگ براي من حكم يه همدم داره.......

من اينجا رو باز نكردم كه كسي نظر بده....

بدون نظر هم مي تونم بنويسم....

پس هر كي ناراحته اصراري نيست كه زحمت بكشه و بياد اينجا...

پ.ن:براي بار هزارم مي گم من قصد مردن ندارم،

لطفا هي اين كلمه كوفتي مرگ و خودكشي رو تكرار نكنين...

اگرم من نخوام بميرم آخرش شما هدفمندم مي كنين....!

+ تاريخ دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:59 نويسنده LoOoNy |