تبليغاتX
○•◘...::دستنوشته های احمقانه::....◘•○ - دیوانگی....

...::ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد...دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد::...

دارم با خودم حرف میزنم.....

با هیچ آدمیزادی کاری ندارم........

از این در که اومدی تو باید خفه خون بگیری................اینجا فقط من حرف میزنم...تو فقط باید گوش شنوا داشته باشی....میفهمی......

باید یاد بگیری که دیوانه شی.....................

اینجا هیشکی حق حرف زدن و اظهار نظر نداره...........

چون گوشم پره....! پر حرف...حرفای احمقانه........پر نصیحت...................

انقد که دیگه جایی برای گوش کردن نداره و فقط میخواد که بگه.........

اگه دوست داری که بیای اینجا...اگه می خوای که بیای اینجا................یا باید دیوونه باشی یا سنگدل....

اینجا جایی برای عاشقا نداریم...........!!!!

اگه عاشقی.....اگه کسیو دوست داری.....اگه محبت داری تو دلت......اگه...اگه......

اینجا جایی برای تو عاشق نداریم.......

اینجا یه دیوونه خونه ست....................................

اگه دوست داری حرف بزنی...بزن......اما حرف از عشق و زندگی و مرگ و هزار تا کوفت و زهرماریه دیگه موقوفه!!!

من نه از زندگی سیرم  ....نه قصد خودکشی دارم...پس اگه خواستی حرف بزنی زر زیادی نزن که می خوام بمیرم واز جونم سیر شدم.

نه عزیز...کار دارم حالا حالا ها................

میدونی چیه؟؟؟؟؟؟

اومدم اینجا که خودم و تخلیه کنم................حرفامو بگم...

میدونی چرا؟؟؟؟؟

چون تا امروز هیشکی ننشسته پای حرفام که بگه تو چه مرگته......!

نگفته تو چی میخوای از زندگی...........

اما تا تونستن عیب و ایراد هامو به رخم کشیدن و.........زخم زبون زدن و........

اما اینجا دیگه.................!!!!

اومدم که حرف بزنم...میفهمی حرف!!!!!!!!!!!!!!!!

فقط حرف بزنم......پس اگه میای اینجا باید یه گوش شنوا داشته باشی که هیچ وقت پر نشه!!!!!!

همین!!!

 

+ تاريخ شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 19:21 نويسنده LoOoNy |