تبليغاتX
○•◘...::دستنوشته های احمقانه::....◘•○ - کمک کن خدا...

...::ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد...دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد::...

سلام خدا.....

بازم اومدم سراغت با دلی پر...چند وقتیه که این دل سنگم به ماتم نشسته..

نمیدونم صدامو میشنوی یا نه..؟

شایدم سرت گرمه بنده های خوبته........

با از ما بهتران.........

خدا تو که خودت بهتر از هر کسی میدونی..تو که خودت از همه چی با خبری...

میدونم بنده گناهکارتم..

میدونم سراسر  زندگیم اشتباه بوده...

همه رو میدونم............

این بنده احمقت همه رو میدونه....اما خدا ...

بازم کمکم کن..................

دیگه نمیدونم چطوری صدات بزنم تا صدای خستمو بشنوی............

میدونی خداجون........

داشتم فکر می کردم به زندگیم..به این که چه زندگی خوبی داشتم و نمیدونستم...

به اینکه چرا با اشتباهاتم قدر زندگیمو خوشبختیمو ندونستم........

اما خدا جون مگه نگفتتی که بنده هاتو می بخشی؟؟؟؟

مگه نگفتی همیشه فرصت برای شروع دوباره هست..؟

یه فرصت می خوام فقط یه فرصت.............

یه فرصت برای شروع دوباره...یه شروع خوب...

زندگی دوباره...فقط خودم باشم و خودم.....بی هیچ دردسری...

فقط به خودت توکل کردم...فقط از خودت کمک می خوام........

همه امیدمو از دست دادم..............

تو این چند روزه چقدر خودداری کردم تا جلو بقیه نشکنم....اما دیگه طاقتم طاق شده...

قول میدم جبران کنم..اشتباهاتمو..گذشته مو..فقط کمکم کن....

کمک می خوام خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....

..........................

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،

آنگاه که حتی گوشت را می گیری تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده میگیری،

می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا

          برای خوشبختی خود دعا کنی..؟

***سر سفره افطاری منم دعا کنید.....

التماس دعا

+ تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 15:32 نويسنده LoOoNy |